تبليغاتX
بشرویه سیتی AMOK

با تشکرازهمراهان عزیزبروبچه های بشرویه

مخصوصا بهمن مقیمی ویاسر...

فعلا بااوضاع کنونی تصمیم گرفتم تحقیق خودم را در مورد بهائیت به زمان مناسب دیگری موکول نمایم چون اوضاع بگیر بگیر این روزها خیلی خطر ناک شده وروزنامه نگاری ووبلاگ نویسی در حال حاظر مثل راه رفتن بر روی لبه تیغ وشاید هم خطرناکتربه هر حال از همه دوستان که به آنها قول داده بودم عذرخواهی میکنم امیدوارم که شرایط را درک نمایند

+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 15:19 |

 

 

تاچند روز دیگر قصد آمدن به بشرویه را دارم وتصمیم دارم در مورد تاریخچه بهائیگری (بابیگری )و رفتار بهائیان تحقیقی بکنم وبعد از جمع بندی خدمت دوستان وبینندگان عزیز بشرویه دروبلاگم قرار بدهم

از دوستان وعلاقمندان تقاضا دارم اگری کسی مطلبی ویا تحقیقی در این زمینه دارد حتما به ایمیل من ارسال

ماید قبلا از همکاری همه عزیزان متشکرم

Alirezaf47@yahoo.com

 

 

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:29 |

درفروردین بعضی ازخصوصیات مردم بشرویه را نوشتم که عده ای از همشهریان عزیز ناراحت شدند مبنای کار این حقیر بر اساس واقعیت است وباخودم عهد کرده ام اگر خواستم غیراز واقعیت بنویسم و عهد خود را بشکنم اولین کاری که بکنم وبلاگم راتعطیل خواهم کرد

واما تعداد دیگری از صفات مردمان بشرویه:

1-مذهبی وبا ایمان هستند

2-اهل ریا وتظاهر نیستند

3-ناسیونالیست ووطن پرست هستند

4-مال جمع کن وعدم استفاده ازثروت خود بعبارتی دیگر برای میراث خوران نگه میدارند

5-شدیدا زن دوست ومردانی متنوع طلب دارد

بقیه اش باشد برای خرداد ماه

دوستان عزیزی هر نظری دارند درقسمت نظرات آن را بیان کنند بنده خوشحال میشوم واز راه دور دست یکایک همه گی را می بوسم

حق نگهدار وپشتیبانتان باد

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 0:58 |

1. راز عشق در تواضع است.  

2. راز عشق در احترام متقابل است.

3. راز عشق در این است که  به یکدیگر سخت نگیرید .
4. راز عشق در این است که  هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را خوشحال کند. 

5. راز عشق در این است که  رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید .

6. راز عشق در خوش مشربی است .
شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن  مراقب شوخی هایت هم باش .
شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن  نیت باشد ،نه نیشدار . 

7. راز عشق در این است که  حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری .

آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات کوچک و زود گذر نیست ؟

 8. راز عشق در این است که  مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ،  و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری .

با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند .

قلبت را آرام کن .

تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها را آنگونه که هستند ، در یابی .

9. راز عشق در این است که   طرف مقابلت را تحسین کنی .

 هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را می داند ، از تحسین غافل نشو .

مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت   بگویی : دوستت دارم .

 

 

+ نوشته شده توسط علیرضا در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:55 |

امروز خبرجالبی دراخبار غیر رسمی بود درمراسم تجلیل از مقام معلم آقای احمدی نژاد دستان خانم معلم خود رابوسید ومتقابلا خانم معلم میانسال ایشان را درآغوش گرفت این حرکت من را یاد داستانی انداخت که روحانی روی منبر رفت وهمسر وی نیز پای منبر بود وآن روحانی می گفت اگرفرزندشخصی روی فرش ردرار کرد میبایست جای ادرار بچه را با قیچی درآورد

خلاصه همسر روحانی به منزل میرود ومی بیند روی فرش فرزندش ادرار کرده بلافاصله محل ... را با قیچی درآورده وروحانی وقتی که به منزل وارد میشود قالی را پاره شده میبیند وداد وفریاد میزند زن این چه کاری که کرده ای وزن مگوید خودت روی منبر گفتی

روحانی میگوید زن من برای مردم گفتم نه برای خودمان

+ نوشته شده توسط علیرضا در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:10 |

ازخوانندگان عزیز تقاضا دارم تا انتهای مطلب را بخوانید بعد قضاوت کنید بنده عمیقا به دین مبین اسلام وفادارم واز صمیم قلب به شریعت محمدی وفادار وافتخار میکنم پس فکر بعد به ذهنتان راه ندهید

درقسمت قبل از گنبد خان رقه برایتان گفتم عزیزی به من ایمیل زد وگفت این خانی که شما میگوئید در روستای رقه حسینیه ساخته و...

من می خواهم بگویم من نخواستم خان را نقد کنم اما میگویم این سنتی که شما گذاشتید که در روستای شما به وقوع بپیوندد خطرناک است چه بسا که این کار از فردا به روستاهای دیگر و بشرویه کشیده شود وشما حساب کنید ظرف چند سال چقدر گنبد وبارگاه ساخته شود این است که هر مسلمان آزاده ای را ناراحت می کند

اصلا بگذارید مطالبی را برایتان بنویسم هرچند می دانم برای بعضی ها شنیدن این مطالب ناراحت کننده است ولی از واقعیت نمی شود فرار کرد هر چند که باورهای مردم  چیز دیگری باشد

احادیث نقل شده از ابن عباس را هم علمای شیعه وهم علمای اهل سنت همگی قبول دارند

ابن عباس میگوید:

درزمان پیامبرگرامی اسلام عده ای از مسلمانان قبور مردگان خود را بصورت پشت ماهی در آورده بودند یعنی روی خاک قبر را با استفاده از گل برآمده مینمودند پیامبر به حضرت علی میگویند با عده ای از اصحاب برو به قبرستان وهمه را با زمین هم سطح کن این است دستور پیامبر بزرگ  اسلام

آیا می دانید گنبد وبارگاه برای مردگان در اسلام مردود است اگر چیز خوبی میبود پیامبر آن رابرای حضرت خدیجه ،حمزه عموی پیامبر ،عمار ،یاسر،و............................دستور ساخت می دادند

اصلا پیامبر یهود ونصارا رابخاطر اینکه قبر علما وپیامبران خود را محل عبادت خدا قرار میدادند نکوهش نمودند

درسفری که به دمشق چند وقت پیش رفته بودم مطلبی را از مترجم کاروان شنیدم که شنیدنی است

او می گفت حضرت زینب (س)بعد از آوردن ایشان به شام بعد از مدتی بعلت صحنه های دل خراش و نا جوانمردانه که در صحرای کربلا مشاهده نموده بود دچار افسردگی شده بوده وعبدا... همسر ایشان طبیب آورده جهت مداوای آن حضرت وطبیب می گوید ایشان را باید از سرزمینهائی که خاطره تلخ دارد دور نمائی تا اندکی از ذهن آن بزرگوار کم شود وعبدا...آن حضرت را به مصر می برد وتا آخر عمر نیز درمصر بوده وهمانجا وفات منمایند والان قبر حضرت زینب در یکی از میادین مصر موجود است ودارای گنبد وبارگاه است وخیابان منتهی به آن بتام زینبیه مشهور است

+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:5 |

باعرض پوزش ازاینکه در این ماه مطالب وبلاگ را باتاخیر نوشتم از همه خوانندگان عزیز پوزش دارم

واما ماجرای آندو پیرمرد در دادگاه فردوس :

رئیس دادگاه خطاب به آن پیرمرد میگوید :دفاعیه خودتان را بیان کنید

پیرمرد میگوید من این آب را در سال 1350طی اقساط از دولت وقت خریداری کرده وتمام اقساط آن نیز به حساب دولت واریز کرده وسند محضری رسمی به اینجانب تحویل شده وتمام عمر خویش را صرف آبادانی قنات کرده ام ودستان خودرا که مانند کف پا ترک خورده راروی میز رئیس دادگاه می گذارد.

رئیس دادگاه می گوید :سند شما بدلیل اینکه در رژیم سابق صادر شده باطل است

پیرمرد در جواب رئیس دادگاه می گوید :پس آقای رئیس سند ازدواج حضرتعالی هم که درزمان قبل از انقلاب صادر شده باطل است وشما دوباره باید به محضر بروید وهمسرتان رامجددا عقد نمائید

رئیس دادگاه دراین لحظه مکث نموده و پیش وجدان خود که بهترین قاضی است تامل میکند وازجواب پیرمرد درمانده می شود

دردسرتان ندهم تا وقتی آن پیرمرد زحمتکش زنده بود بارها اورا به دادگاه فراخوانده ولی باهمان بی سوادی خود جوابهای منطقی به دادگاه و وکلای آن خان میداد وگاها من مشاهده میکردم که وکیل های خان شرمنده وپیش وجدان خود سرافکنده می شدند ولی چاره چه بود آنها از خان پول میگرفتند ومجبور بودند از خان دفاع کنند

حتی رئیس دادگاه نیز با آنکه طبق قانون مجلس شورای اسلامی اسناد اصلاحات ارضی را باطل اعلام کرده بود تا زمان زنده بودن پیرمرد نتوانست رای صادر کند در آخرین دادگاه یادم هست که پیرمرد به رئیس دادگاه گفت اگر می خواهید سند من را باطل کنید حداقل پولی که در سال 1350به دولت وقت داده ام به من برگردانید

ورئیس دادگاه گفت: طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی پول شما بعنوان هدیه به دولت است

که من ازاین استدلال ماندم گریه کنم ویا بخندم

خلاصه پیرمرد از اینکه تمام زحمات که در ایام عمر صرف آبادانی قنات اسرو (سلطان آباد)کرده بود بربادرفته میدید دق کرد وجان به جان آفرین تسلیم کرد

روحش شاد وبرای وی که عمری زحمت کشید ویک نفر ازاونرنجید طلب آمرزش دارم ازخوانندگان عزیز تقاضا دارم برای آمرزش او فاتحه ای نثار روح او نمایند

 

راستی یادم رفت بگویم بعد از مرگ پیرمرد خان موفق شد ودوباره مال مفت را متولی شده وبه ریش همه بشرویگی ها خندید .الهی کوفتش بشه.

این داستان واقعی بود ویکی از فرزندان آن پیرمرد به ایمیل من ارسال کرده بود

بدرود تا مطلب بعدی.............................................................پایان ماجرا

+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:34 |
دردیماه سال۶۵بودکه من به اتفاق چند نفرازبجه های بشرویه ازجنگلهای حمیدیه اهواز به توسط کامیونهای کانتینر دارعازم خرمشهر شدیم تادرعملیات کربلای۵ شرکت نمائیم ناگفته نماندکه راننده هابه دلیل اینکه عملیات لو نرود ازمحتوای کانتینرها که داخل آن بسیجی هابودندبی خبر بودند

از حمیدیه تا خرمشهرتقریبا ۳ساعت راه است و بچه ها بصورت زانو دربغل بطوری که جای سوزن انداختن نبود نشسته بودند ساعتی از راه افتادن کامیون نگذشته بود که رضا به مهدی(شهید مهدی نصرتی)گفت من دسشویی دارم ودیگر طاقت نگه داشتن ندارم

مهدی به من گفت چکار کنیم؟

من هرچه فکر کردم چیزی به عقلم نرسید با خودم گفتم خدایا اگر رضا طاقت نیاورد اغلب بچه ها نجس می شوند که ناگهان فکری به ذهنم رسید وقمقمه ام رادرآوردم وبه بچه ها گفتم هر که آب میخواهد از این قمقمه بخورد

به هرحال رضا داخل آن قمقمه ۰۰۰کرد وبه خرمشهر که رسیدیم آن را خالی کرده ودوباره ازآن قمقمه آب نوش جان کردیم

تمام این خاطرات را به روح بلند دوست عزیزم شهید مهدی نصرتی تقدیم میکنم

بدرود تا خاطره بعدی ضمنا اگر خاطره جالبی رزمنده های بشرویگی دارند به ایمیل من ارسال نمائید قبلا ازهمکاری هم همشهریان عزیز متشکرم

 

+ نوشته شده توسط علیرضا در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:43 |
098

در مصاحبه خواهرزاده آیت ا... شهید صدر به نقل از امام موسی صدر خواندم که ایشان در پاسخ به سئوالی که پرسیده بودند با توجه به اینکه در بلاد غرب دست ندادن مردان  بازنان نوعی بی احترامی محسوب می شود آیا جایز است که مرد نامحرم با زن نامحرم دست بدهد ؟

وایشان فرموده بودند جایز است یاد وخاطره آن شهید بزرگوار گرامی باد اگر او اکنون میبود فتواوای شجاعانه ومترقی اکنون می داشتیم--منبع:سایت خبری میزان نیوز گفتگو بادکتر سید صادق طباطبائی۲۴بهمن۸۵  متن کامل مصاحبه که ناگفته های انقلاب اسلامی ایران است راکه خیلی جالب وشنیدنی است درآنجا بخوانید

به نظر شما آیا آقای احمدی نزاد شجاعت دست دادن با این بانوی کهنسال را دارد من که بعید میدانم

+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:40 |
23به نظر شما آقای خاتمی بخاطر چی اینجوری ریسه میرود
+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:28 |